. . . یک مرد عاشق . . .




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

كد جاوا :
 
چگونه جذّاب شویم ؟؟

ما باید چه کار کنیم که در

برابر دیگران جذّاب شویم؟؟؟

پاسخ به این سوال رو در ادامه

مطلب براتون آوردم

حتما بخونید . . .

نويسنده: سینای تنها مورخ: شنبه ششم اردیبهشت 1393 در ساعت: 15:13
      |+|
بخونید و لذت ببرید
این پست را که براتون گذاشتم


رو بخونید و لذت ببرید

واقعا زیباست...

(نظر یادتون نره)

نويسنده: سینای تنها مورخ: شنبه ششم اردیبهشت 1393 در ساعت: 15:6
      |+|
دلنوشته های زیبا و عاشقانه

چند دلنوشته  قشنگ توی ادامه مطلب 

براتون گذاشتم

حتما بخونید...

نظر یادتون نره 

نويسنده: سینای تنها مورخ: دوشنبه نهم دی 1392 در ساعت: 23:7
      |+|
قبل و بعد از ازدواج و نتایج جالب این دو (طنز)



مواردی که قبل و بعد از ازدواج

از آنها بی خبر هستیم

در حالی که نتایج بسیار جالبی دارد

برای پی بردن به این مطلب به ادامه مطلب رجوع کنید






نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه چهارم مهر 1392 در ساعت: 17:21
      |+|

اگر میخواهید با روحیات عاطفی  

متولدین هر ماه سال آشنا شوید 

حتما این پست رو بخونید

نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه چهارم مهر 1392 در ساعت: 14:44
      |+|
اس ام اس های پَ نَ پَ




————- جملات خنده دار پـَـــ نــه پـَــ ————-



نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 در ساعت: 23:40
      |+|
عشق واقعی


عشق واقعی چیست؟؟؟



عشق واقعی کدام است؟؟؟





(برای دانستن به ادامه مطلب رجوع کنید)


برچسب‌ها: عشق واقعی, عشق
نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 در ساعت: 23:23
      |+|
دوست دختر چیست؟؟


( دوست دختر چیست ؟ ؟ ؟ )


دوستان عزیز این پست رو  بصورت طنز گذاشتم...ازش برداشت بد 


نکنید...فقط برای شاد شدنتون گذاشتم...


(به ادامه مطلب رجوع کنید)



نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 در ساعت: 23:19
      |+|
داستان بسیار جالب و زیبا


نويسنده: سینای تنها مورخ: سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 در ساعت: 18:33
      |+|
توهم آدمی از عشق



     حتما بخونید . . . واقعا قشنگه


نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه سی ام شهریور 1391 در ساعت: 10:45
      |+|
سخنان عاشقانه



نويسنده: سینای تنها مورخ: پنجشنبه سی ام شهریور 1391 در ساعت: 10:30
      |+|

مشخصات يک پسر عاشق ! و مشخصات یک دختر عاشق!

(حتما بخونید...نظر یادتون نره...همتون رو دوست دارم...مرسی از همتون) 


نويسنده: سینای تنها مورخ: چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 در ساعت: 19:55
      |+|

چند تا تصویر عاشقانه خوشکل براتون توی ادامه مطلب 

گذاشتم    

حتما ببینید ]]]ضرر نمیکنید]]]


نويسنده: سینای تنها مورخ: چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 در ساعت: 17:8
      |+|

من موندم و یه حس ِ / بی رنگ دس نخورده 

مثل یه خواب خیسو / یه دختری که مرده ! 
یه باد سرد ِ پاییز / تو کوچه ی خاطره 
این روزا رو خداس که / ممکنه یادش بره ! 
زندگیو تنهایی / فقط قدم می زنم 
آیینه رو نگاهی.../ این پیر خسته منم! 
سرد و عبوس و شومه / این زندگی ِ نکبت 
مثل یه روح بی جون / رد می شن از کنارم 
افتاده تو خیابون / این جسم بی قرارم 
پشت نگاه سرد ِ / پنجره ی خیالم 
دارم می گم به چی ِ / این زندگی ببالم؟ 
رو بوم خالی روزی /عشقو نفس کشیدم 
از اون همه خوشی من / چه جوری دس کشیدم ؟ 
دنیا برام عجیبه / سردرگم غماشم 
این نقاشی سیاهه / هر چی که رنگ می پاشم 
هیچکی به فکر من نیس / حتی خود ِ مریضم ! 
اشکی نموند برای / این بی کسی بریزم 
باز موندم و یه حس ِ / بی رنگ دس نخورده 
بازم همون خیابون / و دختری که مرده 
یه گوشیه موبایله / کنار دست سردش 
مخاطبم نداره / شاید این بوده دردش 
زنگ می خوره چه فایده / این خط که بی جوابه 
یک ساعته که دختر / پیش خداست و خوابه


نويسنده: سینای تنها مورخ: جمعه دوازدهم خرداد 1391 در ساعت: 20:40
      |+|


خونه ی غم شده باز این دل من

پر ماتم شده باز این دل من

من و تو با دلمون تک و تنها و غریب

توی این شهر بزرگ توی این دشت جنون

خودمونیم و خدا خودمون و دلمون

تو می خوای این دل من خون بشه دیوونه بشه!؟

تو می خوای غصه من قصه ی هر خونه بشه!؟

نمی خوای سنگ صبور!

اگه از درد دلم با تو شکایت بکنم

قصه ی مردم نامردو بگم

اگه من با تو حکایت بکنم دل تو میشکنه چون جام بلور

نمی خوام سنگ صبور!

میبینی هر چی که هست مرگه امیده به خدا

حسرت روز سپیده به خدا

همه جا رنگ و ریا همه چی نقش سراب

به گلا دست میزنی خار میشن سبزه ها زیر قدم مار میشن

بازوانی که به گرمی تو را ا فسون میکنه


حلقه ی دار میشن

زبونم بسته میشه دهنم خسته میشه

میدونی ؟ همدم شبهای سیاه دل من

عاقبت سر به بیابون میزارم

میرم اونجا که صفاست میرم اونجا که وفاست

میرم اونجا که فقط محرم این سینه خداست

 


نويسنده: سینای تنها مورخ: جمعه دوازدهم خرداد 1391 در ساعت: 20:35
      |+|


                                   ای مسافر

ای جدا ناشدنی

گامت را آرامتر بردار

از برم آرامتر بگذر

تا به کام دل ببینمت

بگذار از اشک سرخ

گذرگاهت را چراغان کنم

آه که نمی‌دانی

سفرت روح مرا به دو نیم می‌کند

و شگفتا که زیستن با نیمی از روح، تن را می‌فرساید

. بگذار بدرقه کنم

واپسین لبخندت را

و آخرین نگاه فریبنده‌ات را

مسافر من

آنگاه که می‌روی

کمی هم واپس نگر باش

با من سخنی بگو

مگذار یکباره از پا درافتم

فراق صاعقه وار را

بر نمی‌تابم

جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز

آرام تر بگذر

تو هرگز مشایعت کننده نبودی

تا بدانی وداع چه صعب است

وداع توفان می‌آفریند

اگر فریاد رعد را در توفان نمی‌شنوی

باران هنگام طوفان را که میبینی

آری باران اشک بی طاقتم را که می‌نگری

من چه کنم

تو پرواز میکنی و من پایم به زمین بسته است

ای پرنده

دست خدا به همراهت

اما نمی‌دانی

که بی تو به جای خون

اشک در رگهایم جاریست

از خود تهی شده ام

نمی دانم تا بازگردی

مرا خواهی دید !؟ ...

 


نويسنده: سینای تنها مورخ: جمعه دوازدهم خرداد 1391 در ساعت: 20:26
      |+|

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست

ببین مرگ من را در خویش

که مرگ من تماشایی ست

مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز تماشا کن

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند

همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

  


نويسنده: سینای تنها مورخ: جمعه نهم دی 1390 در ساعت: 23:40
      |+|

 از عشقت نمیگذرم

نه دیگر نمیگذرم از عشق پاک تو

اگر تا آخر دنیا نیز دنیا را بگردم نمی یابم دیگر مثل تو

با اینکه نیستم یک ذره نیز لایق تو

با خجالت میگویم این قلب بی ارزشم برای تو

قلب من مثل قلبهای دیگر زیبا و درخشان نیست

چهره ام را نبین که مثل آنها که در پی تو هستند زیبا نیست

ندارم هیچ چیز در این دنیا جز این قلب

این را هم فدای تو میکنم همین و بس

داشتم از بی کسی و غمهای گذشته میمردم

که تو را دیدم...

به عشق با تو نفس کشیدن ، زندگی به من نفسی دیگر داد

نفس عشقی که  یک بار کشیدم و دیگر نیامد لحظه ای که از درد تنهایی بمیرم

شاید تو همان رویایی که هر شب به خوابم می آمدی

برایم قصه میگفتی و تا سحر در کنارم میماندی

شاید تو همان فرشته ای که در لحظه های غم آرامم میکردی

دستهایم را میگرفتی و مرا نوازش میکردی

گاهی شک میکنم که بیدارم ، نکند که از درد تنهایی بیمارم؟

چشمهایم را باز کردم و دیدم از درد عشق است که اینگونه پر از دلهره و هراسانم

نه دیگر نمیگذرم از تو و این عشق بی پایانت

بگذار تا آرام بگیرد قلبم در آن آغوش مهربانت

در برابر عشق پاکت جز قلب عاشقم، هیچ ندارم

تنها نگذار مرا ای عشق بی پایانم من که به جز تو کسی را ندارم!

همین بود حرف دل من تا ابد ، محال است عشق تو از قلبم بیرون رود!

 


نويسنده: سینای تنها مورخ: جمعه ششم آبان 1390 در ساعت: 12:48
      |+|

بوسه           

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از دیوانگی لذت ز شب
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
سادگی طعم شیرینی به رنگ
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه‏ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی‏معنی است
بوسه بر می‏دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه‏ای یك بوسه است
بهترین هدیه پس از یك انتظار
بشنوید از من فقط یك بوسه است
بوسه را تكرار می‏باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود

 

 

 


نويسنده: سینای تنها مورخ: سه شنبه چهارم مرداد 1390 در ساعت: 12:21
      |+|

...نامه عشق


اگر خوندي تا تهش بخون


باور كن اين نامه عاشقانه است:

علاقه و محبت شديدي كه در گذشته به تو ابراز مي كردم

دروغ بود افسانه بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز شديدتر مي شد و هرچه بيشتر تو را مي شناسم

به دورويي تو بيشتر پي مي برم و

اين احساس در قلبم جاي مي گيرد كه بالاخره بايد

از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم

روزي شريك زندگي تو باشم و اگر چه عمر دوستي ما كوتاه بود ولي من

در همين مدت كوتاه توانستم به طبيعت فرومايه و هوسهاي زشت تو پي ببرم و

اين را دانستم

اين لجاجت و تندخويي تو را بدبخت خواهد كرد

اگر دوستي ما از سر بگيرد تمام عمر

را با پشيماني خواهم گريست و حالا ديگر جدا از هم

خوشبخت خواهيم بود ,و حالا لازم است كه بگويم

اين موضوع را هيچ وقت فراموش مكن و مطمئن باش

اين نامه را سرسري نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است كه اگر 

باز بخواهم در صدد دوستي تو باشم . بنابراين از تو مي خواهم 

جواب نامه مرا ندهي چون نامه هاي تو سراسر 

دروغ و تظاهربه 

محبت بود و تصميم گرفته ام براي هميشه

تو را فراموش كنم چون به هيچ وجه نمي توانم

خودم را راضي كنم و دوستت داشته باشم . 


يك بار ديگه نامه رو يك خط در ميان بخون

 


نويسنده: سینای تنها مورخ: دوشنبه سوم مرداد 1390 در ساعت: 11:52
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
قالبسرا & سفارش قالب & قالبسرا